طوفان فکری
اکثر ما ایدهپردازی را با اصطلاح طوفان فکری همبسته میدانیم. در واقع، طوفان فکری یکی از انواع روشهای ایدهپردازی است که میتواند بسیار موثر باشد، اما استفاده صحیح از آن مهم است. زمانی که طوفان فکری به درستی انجام شود، میتواند طیف وسیعی از ایدهها را به سرعت ایجاد و تفکر خلاق را تشویق کند. جلسات طوفان فکری یک فرصت برای تیم محصول است که با انجام گروهی از فعالیتهای طراحی شده، یک مشکل را باهم حل کرده و همچنین اوقات خوشی را سپری کنید.
ایده طوفان فکری (Brainstorming) به الکس آزبورن برمیگردد. او بنیانگذار و مدیر عامل شرکت بازاریابی BBDO بود. آزبورن در طول مدت حضورش در آنجا، مشاهده کرد که فضای جلسات نیاز به ایجاد راهحلهای خلاقانه دارد و در طول زمان، قوانین پایهای برای یک جلسه خلاق ایجاد کرد. او ابتدا در کتاب «تخیل کاربردی» روشی را برای خلاقیت معرفی کرد. اصطلاح طوفان فکری تنها بهطور غیرمستقیم توسط خود آزبورن ایجاد شد. او طوفان فکری را «ابداع کردن» نامید. اما در کتاب خود این روش را به عنوان “استفاده از مغز برای طوفان راهحلهای خلاقانه یک مشکل.” توصیف کرد و از آنجا، این تنها یک گام کوچک تا ایجاد اصطلاح “طوفان فکری” بود.
طوفان فکری فرایندی برای تولید و سازماندهی ایدهها در راستای پیدا کردن راهکارهای نوآورانه است. در ادامه به بررسی نکاتی برای بالا بردن بازدهی جلسات طوفان فکری میپردازیم.
1.با یک مرور کلی (overview) شروع کنید.
هنگامیکه که برای برگزاری جلسه طوفان فکری برنامه ریزی می کنید، یک مرور کلی واضح و جامع از جلسه به ذینفعان ارائه دهید. مرور کلی به سادگی یک سند شامل؛ هدف، شرکت کنندگان، زمان و مکان، فرآیند، و نتایج مورد انتظار است. در انتهای سند نیز از ذینفعان درخواست بازخورد کنید. با ترتیب نظرات آنها، می توانید جلسه را مبتنی بر همکاری و مشارکت برگزار کنید و نتایج بهتری بگیرید.
2. یک هدف روشن تعیین کنید.