تجربه کاربری

روش های اندازه گیری موفقیت محصول

kpi ها و متریک ها

روش های اندازه گیری موفقیت محصول

فهرست مطالب

روش های اندازه گیری موفقیت محصول


 مقدمه

در محیط تجاری پرتلاطم امروز، موفقیت سازمان‌ها به مدیریت مؤثر محصول و استفاده از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) وابسته است. این شاخص‌ها نه تنها ابزارهایی قابل اندازه‌گیری برای ارزیابی مسیر پیشرفت محصولات هستند، بلکه نقش مهمی در ایجاد شفافیت، همسویی تیم‌ها و تسهیل تصمیم‌گیری آگاهانه ایفا می‌کنند. با تعریف و نظارت بر KPIها، مدیران محصول می‌توانند اطمینان حاصل کنند که محصولات نه تنها در جهت اهداف استراتژیک حرکت می‌کنند، بلکه ارزش واقعی برای مشتریان و سازمان خلق می‌کنند. این مقاله به بررسی مفهوم، اهمیت، انواع و مثال های رایج KPIها در مدیریت محصول می‌پردازد.

شاخص‌های کلیدی (KPI)

شاخص کلیدی (KPI)  چیست؟

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) معیارهای مشخص و قابل اندازه‌گیری هستند که برای سنجش عملکرد یک محصول در طول زمان استفاده می‌شوند. این شاخص‌ها به مدیران محصول و ذینفعان کمک می‌کنند تا دریابند که آیا محصول در مسیر درستی حرکت می‌کند و اهداف خود، مانند ایجاد ارزش برای مشتریان، جذب بازار یا دستیابی به اهداف تجاری، را برآورده می‌کند. شاخص‌های کلیدی (KPI) را می‌توان در سطوح مختلف مدیریت محصول، از جمله سطح ویژگی‌ها، سطح محصول کلی و سطح استراتژیک سازمانی، به کار گرفت.

چرا شاخص‌های کلیدی (KPI) مهم هستند؟

در دنیای امروز که مبتنی بر داده است، اعداد نقش مهمی در تصمیم‌گیری دارند. یکی از مؤثرترین ابزارها برای بهره‌گیری از داده‌ها و اعداد، شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) است.

محاسبه شاخص‌های کلیدی (KPI)، به شما می‌گوید که در کجای راه قرار دارید، چه میزان به اهداف تعیین شده خود نزدیک شده‌اید، چه میزان انحراف از اهداف داشته‌اید و به مدیران جهت گرفتن تصمیمات استراتژیک و برنامه‌ریزی‌های آتی کمک کننده خواهد بود.

مدیران محصول با توجه به محصول خود تعدادی از شاخص‌های کلیدی را مورد نظر قرار داده و در بازه‌های زمانی مشخص اقدام به محاسبه آن نموده و نتایج آن را تحلیل می‌نمایند.

انواع متداول شاخص‌های کلیدی (KPI)

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) معمولاً به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند که هر کدام ویژگی‌ها، چارچوب زمانی و سطح خاصی از کسب‌وکار را پوشش می‌دهند. این دسته‌بندی‌ها کمک می‌کنند تا KPIها با اهداف و نیازهای هر بخش از سازمان همسو باشند.

علاوه بر این، شاخص‌های کلیدی مختلف ممکن است توسط تیم‌ها یا بخش‌های گوناگون یک کسب‌وکار، مانند محصول، بازاریابی، فروش یا عملیات، مورد استفاده قرار گیرند تا عملکرد در سطح‌های مختلف به طور دقیق ارزیابی شود.

 

استراتژیک

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) استراتژیک بالاترین سطح را دارند و اغلب برای اندازه‌گیری سلامت کلی کسب‌وکار یا یک محصول در بلندمدت استفاده می‌شوند. این نوع شاخص‌ها تصویر کلی از عملکرد ارائه می‌دهند، اما ممکن است جزئیات عمیقی در مورد فرآیندهای خاص ارائه نکنند.

مدیران ارشد معمولاً از KPIهای استراتژیک برای ارزیابی موفقیت کلی محصول یا شرکت استفاده می‌کنند. نمونه‌هایی از این شاخص‌ها عبارتند از: بازگشت سرمایه (ROI)، حاشیه سود، سهم بازار یا درآمد کلی محصول.

عملیاتی

KPIهای عملیاتی روی بازه‌های زمانی کوتاه‌تر تمرکز دارند و برای ردیابی و تحلیل فعالیت‌ها یا عملکردهای خاص به کار می‌روند. این شاخص‌ها به مدیران محصول و تیم‌ها کمک می‌کنند تا فرآیندهای روزانه یا ماهانه را تجزیه‌وتحلیل کرده و به سؤالات ناشی از KPIهای استراتژیک پاسخ دهند.

به‌عنوان‌مثال، اگر KPI استراتژیک نشان دهد که سهم بازار یک محصول در حال کاهش است، مدیر محصول ممکن است با استفاده از KPIهای عملیاتی بررسی کند که کدام بخش‌های محصول (مانند یک ویژگی خاص یا کانال فروش) نیاز به بهبود دارند.

عملکردی

KPIهای عملکردی در بخش‌ها یا عملکردهای خاص یک کسب‌وکار متمرکز هستند و بیشتر برای ردیابی فعالیت‌های مشخص در این حوزه‌ها طراحی شده‌اند. برای مثال، یک تیم مالی ممکن است تعداد مشتریان جدیدی را که به سیستم پرداخت اضافه می‌شوند، دنبال کند. در مقابل، تیم بازاریابی می‌تواند تعداد کلیک‌های دریافت‌شده از یک کمپین ایمیلی را اندازه‌گیری کند.

این نوع KPIها ممکن است هم استراتژیک و هم عملیاتی باشند، اما چیزی که آن‌ها را متمایز می‌کند، ارائه بیشترین ارزش برای یک مجموعه خاص از کاربران یا تیم‌ها است. در حوزه مدیریت محصول، KPIهای عملکردی می‌توانند شامل نرخ پذیرش یک فیچر جدید یا تعداد خطاهای گزارش‌شده توسط کاربران باشند.

پیشرو / عقب مانده

KPIهای پیشرو/ عقب‌مانده داده‌ها را از نظر زمان‌بندی تحلیل توصیف می‌کنند و نشان می‌دهند که آیا این شاخص‌ها به آینده اشاره دارند یا اتفاقاتی که در گذشته رخ داده‌اند را نشان می‌دهند.

  • KPI پیشرو: این شاخص‌ها به روندها و تغییراتی اشاره دارند که در آینده ممکن است رخ دهند. برای مثال، نرخ افزایش گزارش‌های کاربران درباره یک مشکل ممکن است به افت رضایت مشتری در آینده اشاره کند.
  • KPI عقب‌مانده: این شاخص‌ها نتایج نهایی را نشان می‌دهند و معمولاً وضعیت گذشته را ارزیابی می‌کنند. برای مثال، حاشیه سود یک محصول، نتیجه عملکرد کلی آن است و به عنوان یک شاخص عقب‌مانده در نظر گرفته می‌شود.

در مدیریت محصول، KPIهای پیشرو می‌توانند شامل نرخ جذب اولیه کاربران برای یک فیچر جدید باشند، در حالی که KPIهای عقب‌مانده ممکن است شامل نرخ نگهداشت کاربران(CRR) یا درآمد ماهانه تکراری (MRR) باشد.

شاخص‌های کلیدی (KPI) پرکاربرد

معیارهای مالی در مدیریت محصول

KPIهای مالی در مدیریت محصول به ارزیابی عملکرد مالی محصول و توانایی آن در ایجاد ارزش اقتصادی برای شرکت می‌پردازند. این شاخص‌ها معمولاً روی درآمد، سودآوری، و کارایی مالی متمرکز هستند و به مدیران محصول کمک می‌کنند تا تأثیر تصمیمات خود را بر سود و زیان سازمان بسنجند.

برخی از شاخص‌های کلیدی مالی متداول در مدیریت محصول عبارتند از:

  • نسبت‌های سودآوری:
    این شاخص‌ها توانایی محصول را در تولید سود نشان می‌دهند. یکی از مهم‌ترین KPIهای این دسته حاشیه سود خالص محصول است، که سود حاصل از فروش محصول را پس از کسر تمامی هزینه‌ها ارزیابی می‌کند.

  • نسبت‌های درآمد و بازگشت سرمایه (ROI):
    این شاخص‌ها میزان درآمدزایی محصول را اندازه می‌گیرند. برای مثال، درآمد ماهانه تکراری (MRR) یا نرخ بازگشت سرمایه ویژگی جدید، به مدیر محصول نشان می‌دهد که آیا سرمایه‌گذاری در یک بخش از محصول ارزشمند بوده است یا خیر.

  • نسبت گردش مالی:
    این KPIها سرعت حرکت جریان مالی را ارزیابی می‌کنند. به عنوان مثال، نرخ گردش موجودی برای محصول فیزیکی نشان می‌دهد که محصول با چه سرعتی از انبار به فروش می‌رسد. در محصولات دیجیتال، نرخ تبدیل کاربران رایگان به پرداخت‌کننده نیز می‌تواند به عنوان یک KPI گردش مالی در نظر گرفته شود.

  • نسبت‌های نقدینگی:
    در مدیریت محصول، این شاخص‌ها می‌توانند به ارزیابی منابع مالی در دسترس برای توسعه یا بهبود محصول کمک کنند. برای مثال، نسبت نقدینگی ممکن است به تیم نشان دهد که آیا بودجه کافی برای ارتقای ویژگی‌های جدید وجود دارد یا نه.

با استفاده از این شاخص‌ها، مدیران محصول می‌توانند تصمیمات مالی مؤثرتری بگیرند، منابع را بهینه تخصیص دهند و عملکرد مالی محصول را بهبود بخشند.

معیارهای تجربه مشتری در مدیریت محصول

KPIهای تجربه مشتری به ارزیابی نحوه تعامل مشتریان با محصول و کیفیت تجربه‌ای که از استفاده آن کسب می‌کنند، می‌پردازند. این شاخص‌ها برای مدیران محصول بسیار مهم هستند، زیرا به آن‌ها کمک می‌کنند رضایت مشتریان، حفظ کاربران و کارایی خدمات ارائه‌شده را بسنجند و برای بهبود تجربه مشتریان تصمیم‌گیری کنند.

برخی از شاخص‌های کلیدی تجربه مشتری شامل موارد زیر هستند:

  • تعداد درخواست‌های جدید:
    نشان‌دهنده تعداد مشکلات یا نیازهایی است که کاربران گزارش می‌دهند و می‌تواند معیاری از پیچیدگی یا مشکلات محصول باشد.

  • تعداد درخواست‌های کامل شده:
    تعداد درخواست‌هایی که با موفقیت حل شده‌اند و میزان توانایی تیم در پاسخگویی به نیازهای مشتری را اندازه‌گیری می‌کند.

  • میانگین زمان رسیدگی:
    مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک درخواست از لحظه ثبت تا حل شدن به سرانجام برسد. این KPI کارایی و سرعت پاسخگویی تیم پشتیبانی محصول را نشان می‌دهد.

  • میانگین زمان پاسخگویی:
    مدت زمانی که طول می‌کشد تا تیم پشتیبانی اولین پاسخ را به مشتری ارائه دهد، معیاری مهم برای ارزیابی حس فوریت و توجه به کاربران است.

  • کیفیت خدمات (مانند سریع‌ترین یا کندترین زمان پاسخگویی):
    این معیارها تنوع عملکرد تیم را در ارائه خدمات نشان می‌دهند و کمک می‌کنند نقاط قوت و ضعف شناسایی شوند.

  • رتبه‌بندی رضایت مشتری:
    معیاری مستقیم برای ارزیابی احساسات کاربران درباره محصول و خدمات ارائه‌شده. معمولاً از طریق نظرسنجی‌هایی مانند نمره خالص ترویج‌کننده (NPS) یا CSAT اندازه‌گیری می‌شود.

این معیارها به مدیران محصول دید جامعی از نقاط قوت و ضعف محصول و خدمات مرتبط می‌دهند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا استراتژی‌هایی برای افزایش رضایت و حفظ مشتریان طراحی کنند.

معیارهای بازاریابی

شاخص‌های کلیدی (KPI) عملکرد بازاریابی تلاش می‌کنند تا درک بهتری از میزان مؤثر بودن کمپین‌های بازاریابی و تبلیغاتی به دست آورند. این معیارها اغلب نرخ مکالمه یا تعداد دفعاتی که مشتریان احتمالی اقدامات خاصی را در پاسخ به یک رسانه بازاریابی انجام می‌دهند، اندازه گیری می‌کنند. نمونه هایی از شاخص‌های کلیدی (KPI) بازاریابی عبارتند از:

    • ترافیک وب سایت: تعداد افرادی که از صفحات خاصی از وب سایت یک شرکت بازدید می‌کنند. مدیریت می‌تواند از این شاخص‌های کلیدی (KPI) برای درک بهتر اینکه آیا ترافیک آنلاین کانال‌های فروش بالقوه را پایین می‌آورد و اینکه آیا مشتریان به درستی قیف می‌شوند یا خیر، استفاده کند.
    • ترافیک رسانه‌های اجتماعی: بازدیدها، فالوها، لایک‌ها، ریتوییت‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها، تعامل و سایر تعاملات قابل اندازه‌گیری بین مشتریان و پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی شرکت را ردیابی می‌کند.
    • نرخ تبدیل در محتوای فراخوان: اندازه‌گیری می‌کند که چگونه برنامه‌های تبلیغاتی مشتریان را به انجام برخی اقدامات، مانند کمپین تشویق به خرید در حین فروش، تبدیل می‌کنند. یک شرکت می‌تواند تعداد مشارکت‌های موفق را بر تعداد کل توزیع‌های محتوا تقسیم کند تا بفهمد چند درصد از مشتریان به دعوت به اقدام پاسخ دادند.
    • مقالات منتشر شده: تعداد پست‌های وبلاگ یا مقالات چاپی که یک شرکت در یک بازه زمانی معین، مانند یک ماه یا یک چهارم منتشر می‌کند.
    • نرخ کلیک: تعداد کلیک‌های خاصی که روی توزیع‌های ایمیل انجام می‌شود. برنامه‌ها ممکن است ردیابی کنند که چه تعداد از مشتریان یک ایمیل را باز کرده‌اند، چه تعداد ایمیل را باز کرده و روی یک پیوند کلیک کرده‌اند، و چه تعداد روی پیوند کلیک کرده و فروش را دنبال کرده‌اند.
معیارهای بازاریابی

نحوه ایجاد گزارش از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)

برای ایجاد گزارشی از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)، می‌توانید مراحل زیر را دنبال کنید:

  • تعیین اهداف و مقاصد: ابتدا اهداف خاصی را تعیین کنید و سپس شاخص‌هایی را انتخاب کنید که به دستیابی به این اهداف کمک می‌کنند.
  • پیش نویس الزامات شاخص‌های کلیدی (KPI): شاخص‌ها باید مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع بینانه و محدود به زمان باشند.
  • سازگاری: شاخص‌ها باید با تغییرات نیازهای کسب وکار و مشتریان سازگار باشند.
  • اجتناب از شاخص‌های زیاد: تعداد شاخص‌ها را محدود کنید تا گزارش‌ها قابل فهم باشند. در صورت نیاز، گزارش‌های جداگانه‌ای برای هر هدف خاص ایجاد کنید.
در ادامه یک برگه تقلب یا Cheat Sheet از شاخص های کلیدی عملکرد و فرمول های آنها برای شما آماده کردیم که از طریق فرم زیر می تونید به این محتوا دسترسی داشته باشید.

دانلود رایگان Cheat Sheet شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) و فرمول‌های آن‌ها

نتیجه‌گیری

در دنیای رقابتی امروز، استفاده مؤثر از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) برای اندازه‌گیری و بهبود عملکرد محصولات ضروری است. از طریق انتخاب و پیگیری دقیق KPIهای مناسب، مدیران محصول می‌توانند به داده‌های واقعی و ملموس دست پیدا کنند که به آن‌ها کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری برای رشد و بهینه‌سازی محصولات خود بگیرند. درک و استفاده صحیح از انواع مختلف KPI‌ها—از استراتژیک و عملیاتی گرفته تا معیارهای تجربه مشتری و مالی—نه تنها به بهبود عملکرد محصول کمک می‌کند، بلکه باعث افزایش رضایت و وفاداری مشتریان نیز می‌شود. در نهایت، این شاخص‌ها به مدیران محصول این امکان را می‌دهند که با دیدگاهی واضح‌تر و مبتنی بر داده، حرکت کنند و اهداف کسب‌وکار خود را به نحو مؤثری دنبال کنند.

 

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایمیل دانلود برای شما ارسال شد.

spam رو چک کن اگر ایمیلی که ارسال کردیم به اسپم رفته لطفا Not Spam کن

اول رویاپردازی کنیم، بعد برنامه‌ریزی کنیم و بعدش… واقعاً دست‌به‌کار بشیم!

لینک آزمون ایمیل شد

مهلت ثبت نام این بوت کمپ تموم شده ولی میتونید در قالب دوره آموزشی از ویدئوی ضبط شده جلسات که تا آخر آذر ضبط میشه استفاده کنید.

با شماره 09304084848 تماس بگیرید.